۱۳۸۹ شهریور ۲۴, چهارشنبه

جایگاه نفت بر سفره مردم

در اوایل ماه آگوست سال 2009 یک تریلر حامل بیش از 18.5 میلیارد دلار سرمایه از قبیل 7.5 میلیارد دلار آمریکا پول نقد و 20 تن شمش طلا از ایران خارج شده و در کشور همسایه ترکیه متوقف و بار این تریلر ضبط شده و آنچه که تا بدین روز مشخص شده حمل این محموله بر عهده پاسدار «اسماعیل صفاریان نسب» که این فرد مسئول طرح های برون مرزی سپاه قدس در زمینه پول شویی و خروج غیر مجاز نفت از کشور و همچنین از نزدیکترین افراد به پاسدار مزدور «ملا عباسی» که در دمشق و بیروت فرماندهی نیروهای سپاه قدس در این منطقه را بر عهده می دارد می باشد. و این ماجرا همچنین مصادف شده است با شکل گیری شروع یک پرونده قضایی در دادگاه فدرال نیویورک بر علیه سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران بخاطر دست داشتن و حمایت مالی و لوژستیکی سپاه پاسداران از القاعده در حمله تروریستی 11 سپتامبر 2001 که این مسئله به نظر باب دیگری از صفحات پایانی داستان جمهوری اسلامی در ایران را باز نموده و نشان از احساس خطر از سوی رژیم و خروج سرمایه های ملی توسط دزدان و مزدوران رژیم است. متاسفانه جهان آزاد و مسئول و پایبد به قواعد بین المللی از ابتدای شکل گیری جمهوری اسلامی در ایران و به رسمیت شناختن این حکومت با دست خود نهال تروریزم بین المللی را در ایران کاشت، حکومتی که تحت نام دولت و دیپلمات و سفیر و وزیر، تبدیل شده است به بزرگترین باند قاچاق مواد مخدر در جهان و حمایت کننده و انتقال دهنده پول و تجهیزات برای تروریزم بین الملی تحت پوشش و مصونیت دیپلماتیک یا سیاسی از عملیات های تروریستی چون در آرژانتین، لبنان، آمریکا و عربستان و هر آنچه که در طول نبرد ارتش آمریکا در عراق بر ملت عراق و سربازان آمریکایی گذشت را مرتکب شده است، این حکومت نشان داد که گریز از هر تحریم و برخورد غیر مستقیم را با حمایت های روسیه و چین خوب بلد است. این رژیم امروز بنام یک گاورمنت و حکومت یک ملت، بزرگترین حامی تروریست و بزرگترین باند قاچاق مواد مخدر و انسان را مفتخر می باشد.

اما دلیل اصلی نوشتن این مقاله مربوط میشود به اینکه چرا کشوری که بیش از 70 میلیون جمعیت دارد و نفت که اصلی ترین صادرات کشور را تشکیل می دهد و مقدار درآمد کشوراز فروش نفت بین 80 تا 100 میلیون دلار در سال می باشد پس چطور یک چهارم این درآمد سالانه از طریق یک وسیله نقلیه از کشور خارج می شود و کمبود و یا نبود این سرمایه عظیم در درون جامعه ایران احساس نمی شود! البته خوش خیالان و نا بخردان اقتصاد سیاسی کشور در طول یکی دو سال گذشته پیگیر مسئله مضحک گم شدن مبلغ یک میلیار دلار در محاسبات و هزینه های کشور بودند و از ابتدای امر حداقل برای من این مسئله بسیار خنده آور و مسخره بوده چون عمق فاجعه و بلای ک هر روزه و هر ساله از دزدی و باج دهی رژیم بر سر ما ایرانیان می آید بسیار بسیار بزرگتر بوده و هست که دیوان عالی محاسبات کشور پیگیر این یک قلم کوچک نا پدید شدن سرمایه ملی کشور شده بود. اما مشخصا" نمی دانم کشوری که مسئولین اداره آن از چپ و راستش و از اصولگرا و اصلاح طلبش از وزیر و نمایند مجلس آن با چراغ نور بالا دنبال پیدا کردن آن یک میلیار دلار بوده اند اما برای جستجوی حقیقت ماجرای تریلر مذکور در ترکیه حتی یک چراغ فانوس دستی را هم روشن نکرده و از ریاست مجلس هم که سئوال شده در این مورد فرمودند که وزارت اطلاعات تکذیب کرده این خبر را و ما هم پیگیر نشده ایم ولی وزارت اطلاعات و امنیت خانه رژیم و یا نیروی انتظامی آن و یا قوه قضایه آن مگر کشتار و شکنجه و تجاوزات را در زندانهای رژیم تایید کرد که بیاید چنین افتضاح سیاسی اقتصادی را تایید کند؟

وقتی با چنین حکومتی که مسئول و کسی که پست و مقامی دارد وخودی به حساب می آید حتی یک خیانت درون رژیمی را هم نمی تواند سئوال کند و یا پیگیر ماجرا شود دیگر از من شهروند باسواد و یا بی سواد و آگاه و چه بی خبر، دنیا چه انتظار دارد که احقاق حقوق از دست رفته خود را بکنیم؟ اما ما ملت فقط توانسته ایم پس از انتخابات ریاست جمهوری و وقایع بعد آن، رنگ سبز را به دنیای مد و زیبایی باز گردانیم و همین.

همیشه حداقل ماها که پیگیر مسائل سیاسی داخلی و خارجی هستیم به مسئله اقوام و تقسیم سرمایه در کشورکه میرسیم از سوی دوستان و کارشناسان سیاسی مخالف رژیم این مورد را بازگو می شود که رژیم در تقسیم منابع و سرمایه های ملی مرتکب بی انصافی ویک آپارتهید مذهبی و نژادی شده است و بیشر سرمایه ها و طرح های توسعه کشور را در بین مردم مرکز نشین و یا شمال کشور تقسیم می کند و طبیعتا" باید وضع اقتصادی ساکنین در شهر های بزرگ و پایتخت و شمال ایران بهتر از بقیه نقاط جنوبی و شرقی و مرزی کشور باشد. اما من در اینجا می خواهم از نوع زندگی و درآمد و امکانات در سراسر کشور یک نمای کلی را ترسیم کنم و اینجانب با این نمایه می خواهم نشان دهم که نفت در زندگی شهروندان کشور هیچ نقشی جز سوبسید قیمت بنزین و نان برای کل مناطق کشور که آن هم دست کم سرانجام باز به نفع سرمایه داران و اقشار ثروتمند جامعه تمام میشود، استفاده و منفعت دیگر که ندارد هیچ بلکه بلای جان ما ملت و جهان و فقط باعث فربه تر شدن شکم مزدوران رژیم و تروریست های بین المللی شده است. در مورد سوبسید بنزین این موضوع مهم را باید شرح دهم که بانک مرکزی ایران در دو سال قبل اعلام کرده بود از مقدار یارانه بنزین به مبلغ 12 میلیارد دلار که در 6 ماه اول سال 1386 داده شده اگر بخواهیم شرحی از استفاده عموم جامعه در مورد این یارانه یا سوبسید بدهیم باید در ابتدا جامعه کشور را طبق کارشناسی اقتصادی به سه دهک از نظر سطح رفاه زندگی و درآمد تقسیم کنیم 1. دهک ثروتمند2. دهک متوسط 3. دهک ضعیف و زیر خط فقر. و از این 12 میلیارد دلاری در در 6 ماه اول سال برای سوبسید بنزین به اقتصاد کشور تزیق شده است میزان بهره و استفاده دهک اول که ثروتمندان می باشند 40 برابر (توجه کنید 40 % نیست بلکه 40 برابر) دهک سوم جامعه که قشر زیر خط فقر می باشند بوده است . این هم از شعار مهر ورزی و عوام فریبانه رئیس جمهور به قول توده های فقیر و زجر کشیده و ناآگاه ما رئیس جمهور مردمی که قراربود پول نفت را بر سر سفره های ملت بیاورد و پس از اینکه خرش از پل گذشت با کمال بی شرمی می گوید نفت که بوی بد می دهد و سر سفرهای ملت نمی شود برد.

یک دلیل دیگر نقش نداشتن نفت در زندگی ملت را می توان به نبود هماهنگی سطح دست مزد به کارمندان دولت را نیز اشاره کرد و من در مورد درآمد های هر بخش از اورگان های دولتی و چگونگی پرداخت دست مزد به کارمندان دولت توضیح میدهم .در نیروی انتظامی هزینه نیروها و پلیس کشور از سوی قبوض جریمه راهنمایی و رانندگی کشور تامین می شود، طرحهای فضای سبز و سازه های شهری در شهرداری ها نیز از طریق عوارض بسیار سنگینی که شهرداری ها دریافت می کنند تامین می شود در قوه قضایه نیز درآمدها از طریق مصادره اموال صورت میگیرد در وزارت خانه های چون نیرو و صنایع و نفت و گاز و مخابرات که کارکنان آنان نیز بخاطر درآمد زایی این وزارت خانه ها از رفاه نسبی بهتری نسبت به سایر اورگانهای دولتی برخوردار می باشند و همچنین در مورد خدماتی چون ارسال برق و آب و تلفن و یا سد سازی برای مردم کشور باید خدمت نظام فخیمه عرض شود که خواهشا" سر ملت منت نگذارد چون پولش را دارد از ملت با ارسال قبض و آبونمان می گیرد و همچنین وزارت راه و ترابری یا طرح های جاده سازی کشور را اگر حساب کنید برای امتحان هم که شده با یک خودروی شخصی شما از شهر تهران حرکت کنید برای شهری چون اصفهان و تا رسیدید حساب کنید چند هزار تومان عوارض برای عبور از جاده های کشور پرداخت نمودید! و این همان پول عمرانی است که برای جاده سازی و عمران کشور پرداخت می شود . یک بخش بزرگی از کارمندان دولت را کارمندان بانک ها تشکیل می دهند که مشخص است که بانک ها درآمد خود را دارند، وزات خانه های چون کشاورزی و منابع طبیعی و شیلات و محیط زیست که اگر می شود گفت ما محیط زیست داشته باشیم در ایران! چرا که سرمایه گذاری و هزینه رژیم روی محیط زیست از آلودگی هوای تهران و کلان شهر ها و جنگل ها و دریاچه ها و رودخانه ای کشور در مقایسه با آنچه که در گذشته بود مشخص است و همچنان که در هر نطقه از کشور یک حاکم و نماینده ولی فقیه گذاشته شده است که از منابع شیلات و جنگل و چوب و درخت رژیم و سردمداران آن از ناخنک زدن و مفت خوردن و دزدی از آن بی نصیب نمانند. و مخصوصا" اینکه درشمال ایران مدیریت و بهره برداری از شیلات و جنگل و منابع طبیعی بجای اینکه در زیر مجموعه اورگان مربوطه خود باشد در اختیار سازمان اطلاعات و امنیت کشور است و یادمان نرود که در صادرات و مرغوبیت خاویار در دنیا ایران حرف اول را میزند که در طول این سی سال ملت رنگ آن را هم ندیده و بنیانگذار رژیم هم برای اینکه ملت طرف آن نروند در ابتدای انقلاب صید و خوردن ماهی ازون برون را ممنوع و حرام کرد(خدمت آقایان و خانم هایی که دم از بازگشت به ارزش های دوران امام می زنند)، در مورد درآمد گمرکات کشور که باید گفت برای مثل هر خودروی وارداتی به کشور به مبلغ چندین برابر قیمت واقعی آن در کشور مبدا در گمرک ایران عوارض گرفته میشود برای حمایت از صنایع خودرو سازی فرسوده و عقب مانده داخلی ، چون بیت رهبری رژیم از فروش هر خودروی ساخت داخل مبلغ حدود یک پنجم آن را دریافت می کند و همچنین از فروش همین خودروهای ساخت داخل هزینه آموزش و پرورش کشور نیز پرداخت می گردد که باز هم به فروش نفت و پرداخت حقوق به معلمین از طریق پول نفت ربطی ندارد و اما بخش بهداشت کشور به غیر از درآمدهای درمانی و یا از طریق بیمه ها و فروش دارو همچنین از طریق مالیات دریافتی دولت تامین میشود و باید گفت که این اورگان به همراه وزارت آموزش و پرورش که درآمد زایی هم ندارند کارکنان و کارمند ان این دو اورگان جزی از کم درآمد ترین اقشار جامعه هستند که مورد بی مهری قرار گرفته اند و حتی در سطوح بالاتر این دو اورگان نیز برای گرفتن پست های کلیدی به دلیل نبود بوجه و امکان غارت برای مسئولین رقابت کمتری وجود دارد که در دوره دولت دهم می بینیم که علارقم آن خوی مرد سالارانه رژیم یک زن که خود البته در جنایات رژیم هم پای مردانش حرکت کرده برای اولین بار پست یک وزارت خانه آن هم بهداشت و درمان را بر عهده می گیرد و این بیشتر به دلیل عدم بی میلی در سطوح بالاتر برای بدست گرفتن مدیریت این سازمان بوده. و همچنین در مورد سایر اورگانها از جمله وزارت مالیات و دارایی بخش عظیمی از هزینه های دولت را تامین می نماید و سازمان های بیمه یا تامین جتماعی که سازمان های ثروتمندی هستند (حتی خود وام در اختیار دولت قرار میدهند و پول و درامد نفت برای دولت کم بوده و گهگاهی نیز به این کیسه هم سرک می کشد و قرض می کند!) و این سازمان ها درآمد خود را دارند و بخش بزرگی از هزینه های مردم کشور را تامین می کنند (البته از کیسه ملت) و همچنین ارتش کشور که در هر صورت هزینه تجهیزات ندارد و هزینه های آن نیز از طریف اموال و سرمایه ها و تعاونی هایی که از گذشته هنوز بر جای است پرداخت می شود و در مورد سازمانهایی چون بنیاد شهید و ایثارگران و سپاه و ... همه و همه آنچه که از مصادرات در اختیار دارند و آنچه که از قاچاق و باج بگیری درآمد دارند و از همه مهمتر در درآمد نفت کشور هم سهیم هستند. اما امور در خارج از چهارچوب دولت و کارمندان آن بر ملت چه میگذرد؟
در شمال کشور به دلیل وجود کشاورزی و حاصل خیزی وضعیت مناسب تری نسبت به ساکنین قسمت های دیگر کشور از جمله جنوب و شرق که دارای زمین های خشک و کم آبی هستند می باشند و وضعیت به مراتب بهتر است. نکته دیگر که بسیار مهم است صنعت توریست است که البته به طبع مردم بستگی دارد و موضوعی شخصیست و حاکمیت کنترولی روی آن ندارد و بطور طبیعی مناطق خوش آب و هوای ایران جایست که مردم کشور به آنجا سرازیر می شوند و صنعت توریست در آنجا رونق داشته و مردم این مناطق از آن بهرمند هستند اما دولت تا کنون هیچ گاه تمهیداتی نیاندیشید که مردم تشویق شوند به سایر مناقط کشور توجهی نشان ندهند و هیچ امکاناتی برای جذب توریست در مناطق محرم وجود نداشته و ندارد. همچنین قیمت های نجومی زمین و املاک را می توان در تهران با شهرها و مناقط محرم و حتی مرفع کشور مقایسه کرد که چه درآمدی برای مردم و صاحبین سرمایه در تهران و شهرهای بزرگ می سازد و این دلایلی بر وجود رفاه زندگی نسبت به مردم سایر نقاط کشور شده است و همچنین به دلیل درآمد از افضایش و ارزش قیمت املاک، صنعت توریست و کشاورزی و وجود پول و سرمایه طبیعتا" قسمت های دیگر اصناف و مشاغل هم به دلیل قدرت خرید مردم بومی از این مزیت سود میبرند ولی سیستماتیک در جنوب و شرق کشور به دلیل همین کمبود، بقیه اقشار و اصناف هم متحمل ضرر و زیان می شوند. منظور ازاین توضیحات این است که زندگی ما ربطی به پول نفت و یا مدیریت دولتی و حکومتی ندارد و زندگی در ایران و اقتصاد ما یک اقتصاد بازاری و سرمایه داری لجام گسیخته است و هیچ برنامه ای و کارشناسیی هم رژیم به دلیل فقر سواد و تخصص روی آن انجام نمی دهد و به خدمت ساکنین مناطق محروم کشور عرض کنم که رژیم بر سر هیچ ایرانی در شهرها و مناطق توسعه یافته کشور هیچ گلی نزده و بر سر شما هم نخواهد زد و با این توضیحات که داده ام مشخص می شود چرا 18.5 میلیار دلار از سرمایه ملت ایران دزدیده می شود و در یک تریلی در کشور ترکیه ضبط می شود و به قول رئیس جمهور کشور ترکیه ثروتی به اندازه بوجه سالانه بعضی از کشورها و ما ایرانیان فقدان این سرمایه را احساس نمی کنیم چون پول نفت در زندگی ما ایرانیان داخل کشور هیچ تاثیری مخصوصا" از پایان جنگ با عراق نداشته و ندارد و این کوتوله سیاسی احمدی نژاد برای بردن و بالا کشین یک جای مملکت برای شارلاتانیزم بین المللی یعنی از چاوز گرفته تا ولادمیر پوتین و بشار اسد و...و تا رد پا از خود باقی نگذارد تا به آنچه که افرادی چون هاشمی رفسنجانی بعد ار 12 سال از گذشت از مدیرت اجرائی خود به دلیل از دست دادن قدرت در درون جناح های رژیم گرفتار آن شده اند چون به دلیل وجود دیوان عالی محاسبات کشور در آن زمان و وجود اسناد بجای مانده از دوران هاشمی رفسنجانی این کوتوله سیاسی از آن استفاده ابزاری بر علیه باند هاشمی نموده و برای محکم کاری در ابتدا آمده است سازمان برنامه و بوجه و محاسبات کشور را منحل کرده تا ردپای از خود باقی نگذارد و سیستم اداری بوجه کشور را به 150 سال قبل یعنی دوران ناصرالدین شاه عقب برده است و خود وی و دوستان کودتاه چی وی میلیارد میلیارد دلار سرمایه های ملی ما را برای دشمنان ملت ایران وجهان آزاد در روسیه و آمریکای جنوبی و زیمباوه و بنیاد گرای اسلامی در منطقه به ارمغان می برند. در نتیجه قیمت نفت چه برسد به بشکه ای صدوپنجاه دلار و یا چهل دلار فرقی به حال من ایرانی که ندارد هیچ بلکه هر چه گرانتر شود جز بدبختی و مصیبت برای ملت ایران و فربه تر شدن شکم دشمنان ایران زمین چیز دیگری به همراه نخواهد داشت و این دولت پاسدار احمدی نژاد از زمانی که در سال 1384 دولت را با نفت بشکه 16 دلار تحویل گرفت و تا زمانی که در سال 1387 نفت به140 دلار هم که رسید و حتی اگر مقداری از سود آن به اقتصاد ایران تزریق می شد و شاید در محور حرکت رفاه اجتماعی منحنی آن آهسته آهسته به جلو حرکت می کرد که نکرد هیچ بلکه قشر متوسط و فقیر جامعه روز به روز در مسیر سراشیبی مشکلات اقتصادی غرق شدند و البته رژیم و دولت اش این مشکلات اخیر اقتصادی را ناشی از بحران اقتصادی جهانی قلم داد می کند و من در اینجا از سران این رژیم و اقتصاد دانان مزدورش سئوال دارم پس چرا در زمانی که اقتصاد جهانی پله های شکوه و پیشرفت و رفاه سرانه ملی را طی می نمود ما ملت ایران از آن جریان منفعتی نبردیم و همیشه چرا باید فقط پی بحران های اقتصادی جهانی به تن ما بخورد؟ ولی در زمان رشد اقتصاد در جهان که می رسد ما ملت ایران از آن بی بهره می مانیم، چرا؟ پیدا کنید پرتقال فروش را!

مهدی کاویانی 31/06/88

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر