۱۳۸۹ شهریور ۲۴, چهارشنبه

ساندویچ مغز پان گرگیست


تو جزيره آدمخوارا، يه بابايي ميره ساندويچ فروشي، يه ساندويچ مغز سفارش مي ده. ساندويچيه ميگه: مي شه دو تومن. مرده عصباني مي شه و ميگه: يعني چي؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پيش یک تومن بود! ساندويچيه ميگه: آخه اين مغز تهرونيه و خیلی باحاله و با کلاسه و بچه شمال شهر هم بودش، مرده هم ساندويچش رو مي خوره و چيزي نميگه. هفته بعد مي آد و دوباره ساندويچ مغز سفارش مي ده، اين دفعه ساندويچيه مي گه: شد ده تومن! يارو خيلي شاكي مي شه، ميگه: بابا چه خبرته؟! ساندويچيه ميگه: آخه اين مغز هم مال بچه رشته و کله ماهی خور بوده یارو، كلي فسفر داره، باز طرف چيزي نميگه و پولو مي ده و ساندويچش رو ميخوره. هفته بعد دوباره مي آد و يه ساندويچ مغز سفارش مي ده، اين دفعه ساندويچيه ميگه:
میشه ۱۰۰ تومن! يارو ديگه پاك کپ مي کنه و ساندويچو ميكوبه رو ميز و داد ميزنه: اين چه مسخره بازي يه درآوردي؟! ساندوچيه ميگه: آخه اين يكي مغز یک پان ترکیست بودش و این گرگ های خاکستری که مغز ندارند والا، بايد ۱۰۰ تا كله بشكونيم تا يه ساندويچ ازش درآد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر