کیبوتص، این نام یک نوع آبادی اشتراکی در اسرائیل است که شاید ایده آل ترین و پیشرفته ترین نوع سوسیالیسم را عملی می کند. در سالهای بعد از انقلاب ۱۹۰۵ روسیه، هزاران نفر از یهودیان روسیه که از آزار و اذیت مردم و دولت روسیه تزاری جانشان به لبشان رسیده بود به اسرائیل مهاجرت کردند و با تاسیس مزارع اشتراکی یهودیان، یک نظم اجتماعی منحصر به فرد را بنا کردند. بدین نحو یهودیان قانون مشهور کارل مارکس را که «هرکس به اندازهٔ توانش کار میکند و به اندازهٔ نیازش بر میدارد» را در اسرائیل عملی کردند.
اولین کیبوتص ها در اسرائیل برای اولین بار در سی و هشت سال پیش از تأسیس رسمی دولت اسرائیل یعنی در سال ۱۹۱۰ میلادی و در کنار دریاچه کینرت آغاز شد. شرکت در کیبوتصها داوطلبانه است. کیبوتصها مسئولیت تمام امور زندگی و تامین نیازهای کلیه اعضای خود را در تمام طول زندگی آنها به عهده دارند. در کیبوتص، همه چیز از زمین گرفته تا ابزارکار و مسکن، اشتراکی است. برخی معتقد هستند که هدف اصلی بانیان کیبوتصها در اسرائیل، تشکیل جامعهای بوده که اصل برابری اجتماعی در آن حاکم باشد و پرورش و تربیت کودکان در آن، مسئولیتی باشد همگانی و بر دوش همه آحاد جامعه.
در کیبوتص پول وجود ندارد و اموال عمومی متعلق به همه است و هر کس شغلی در چارچوب کیبوتص دارد و همه با هم مساوی هستند و از حقوق برابر برخوردار می باشند. درآمدهای کیبوتص در یک صندوق عمومی گردآوری می شود و برای مصرف عموم است.
کیبوتص حدود یک صد سال پیش به وجود آمد و بنیان گذاران آن افراد سوسیالیستی بودند که می خواستند برابری را در جامعه برقرار سازند. برپائی کیبوتص بخشی از فعالیت سازنده جنبش تجدید حیات ملی یهود (صیونیسم) بود که در آن هنگام هدف آن پایه گذاری یک جامعه پیشرفته و عادلانه و به وجود آوردن امکاناتی بود که بتواند اساس برپائی دوباره کشور مستقل اسرائیل قرار گیرد. ده ها کیبوتص در زمین های بایر و به ویژه در نقاط دور دست کشور اسرائیل برپا گردید و از آن جا که اعضای کیبوتص افراد روشنفکر و تحصیل کرده و صیونیست های معتقد و سوسیالیست های دوآتشه بودند، توانستند بهترین نوع مزارع کشاورزی و تاسیسات دامداری و مرغداری کشور را برپا کنند و با آن که اسرائیل یک سرزمین نسبتا بایر است و منابع آبی بسیار محدود دارد، سطح تولید کشاورزی در اسرائیل به مرحله ای رسید که نه تنها نیازهای داخلی مردم را تامین می کرد، بلکه امکان می داد مقادیر زیادی از محصولات کشاورزی به کشورهای دیگر نیز صادر شود.
کیبوتصی ها نه تنها در امور کشاورزی پیشگام بودند، بلکه در عرصه هنر و ادبیات و امور اجتماعی و کارگری نیز همیشه نقش چشمگیری ایفا می کردند و بهترین فرماندهان ارتش اسرائیل و همچنین خلبانان نیروی هوائی، تحصیل کرده و بزرگ شده کیبوتص بودند. باید گفت که دیدن یک آبادی سرسبز و پیشرفته در بیابان جنوب اسرائیل که در آن جا هوا از آبادان و خرمشهر گرمتر است (و در تابستان در ساعات ظهر به 45 درجه نیز می رسد) شگفت آور است مسیر طولانی از اورشلیم به کیبوتص فاصله ای به اندازه تهران تا همدان است و از کنار دریاچه نمک (بحرالمیت) می گذرد و بخش عظیم آن در بیابان برهوت جنوب اسرائیل (صحرای نگب) قرار دارد.
اسرائیلیان هنوز به یاد دارند که داوید بن گوریون پایه گذار اسرائیل مدرن عضو کیبوتص بود و هنگامی که از نخست وزیر کناره گیری کرد، به کیبوتس بازگشت و سال های پایانی زندگی خود را در همان جا گذراند و به پرورش گوسفند پرداخت و در همان جا نیز به خاک سپرده شد. یکی از اعضای مشهور کیبوتص، یگال الون وزیر امور خارجه اسرائیل در سال های دهه شصت میلادی بود که در کیبوتص زندگی می کرد و هر ماه یک بار به نوبت خود باید در سالن غذا خوری کیبوتص بعنوان پیشخدمت کار کند و هنگامی که گروهی از دیپلمات های خارجی به دیدن کیبوتص دعوت شدند، گارسونی کردن وزیر خارجه برایشان شگفت آور بود.
خانواده شیمون پرز رئیس جمهور فعلی اسرائیل همانند بسیاری از یهودیان اروپای شرقی احتمال میدادند که رخدادهای آلمان به سوی یک فاجعه علیه یهودیان پیش میرود. دوسال پس ازترک لهستان توسط خانواده پرز، "آدولف هیتلر" درآلمان به قدرت رسید. پرز دوران دبیرستان را در یک آموزشگاه کشاورزی در رژیم یهودی گذراند. او هنگامی که هنوز به هجده سالگی نرسیده بود، همراه با شماری از همفکران خویش، یک کیبوتص (مزرعه اشتراکی) بنام "آلوموت" را بنیانگزاری کرد وخود در این مزرعه اشتراکی، همزمان به کار گاوداری، چوپانی گله های گوسفندان ونیز دبیری این کیبوتص پرداخت.
جلال آل احمد نویسنده مشهور ایرانی از علاقهمندان به ایده کیبوتص بود. وی مقالاتی را درباره «سوسیالیزم دهقانی اسرائیل» برای ایرانیان نوشت و همچنین در سفری به اسرائیل در سال ۱۳۴۱ با این پدیده از نزدیک آشنا شد.
کیبوتص آزمایشگاهی است که در آن مردمی بصورت داوطلبانه فعالیت می کنند و بنظر می رسد امتحان خوبیست برای آزمودن میزان اعتماد ملی و شاخص اعتماد مردم به یکدیگر، اخلاق عمومی و سطح فرهنگ یک ملت که تا چه حد و تا کجا به حقوق یکدیگر احترام می گذارند و آیا امکان دارد که جامعه ای به درجه ای از فرهنگ و حس مسئوالیت پذیری برسد که از انسان های هم نوع خود سوء استفاده نکنند.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر