مطلبي را كه در اينجا به تحريم درآورم بر پايه اسناد وزارت امور خارخه و به كوشش ابراهيم صفائي در فروردين 1370 جمع آوري گرديده و مقصود از آن روايت يك داستان تاريخي نبوده و مي تواند چشم مان را به روي بسياري از حقايقي كه وارونه به خوردمان داده شده و مي شود باز نمايد.
شاه در فروردين 1276 ميرزا علي خان (امين الدوله) پيشكار خود در آذربايجان را احضار و به رياست وزيران و سپس در آذر 1276 به صدارات منصوب كرد.
امين الدوله هنگامي كه در تبريز بود حاج ميرزا حسن رشديه را كه قبلا" در قفقاز مكتب خانه داشت، با دادن سه هزار تومان به تاسيس مكتب رشديه تشويق كرد و همين كه به تهران آمد، او را هم به تهران فرا خواند و با دادن دوازده هزار تومان كمك و خريد يك خانه از سيف الدوله در خيابان لاله زار به مبلغ هفت هزار تومان مكتب رشديه را در تهران تاسيس كرد و اين نخستين مكتب خانه اي بود كه به صورت يك دبستان چهار كلاسه در تهران داير شد. در اين مدرسه شصت شاگرد به طور رايگان و شصت شاگرد با گرفتن ماهي پانزده ريال شهريه پذيرفته مي شد. در اين مدرسه عصرها يك كلاس اكابر هم با دورهء چهار ماهه براي سواد آموزي سالمندان تشكيل مي گرديد. يك كلاس عصر هم براي آموزش زبان روسي و فرانسه داير شد. مظفرالدين شاه و امين الدوله و شماري از رجال به مكتب رشديه كمك مالي مي دادند.
تاسيس اين دبستان جديد، فرهنگ دوستان را به تاسيس دبستان هاي ديگر تشويق كرد، در سال 1278 و 1279 خورشيدي چندين دبستان چند كلاسه (مدرسه) گشايش يافت، شاه ماهي دويست و بيست و پنج تومان به هر يك از آنها كمك مي كرد و انجمن معارف ميز و نيمكت در اختيارشان مي گذاشت. مدرسه مظفري هم به دستور شاه براي اطفال خانواده هاي بي بضاعت تاسيس شد كه شصت شاگرد مي پذيرفت و رياست آن با ميرزا علي خان ناظم الا طبا (نياي دودمان نفيسي) بود. مدرسه علميه (ع) از سوي وزارت علوم و معارف به مديريت علي خان ناظم العلوم تاسيس شد و ديگر دبستان هايي كه در آن سالها تاسيس شدند به اين نام ها بودند: مدرسه افتتاحيه، مدرسه شرف، مدرسه دانش، مدرسه سعادت، مدرسه، سادات، مدرسه رفعت، مدرسه كماليه، مدرسه تربيت، مدرسه ادب، و مدرسه اسلام كه موسس آن سيد محمد طباطبايي و سيد اسدالله طباطبايي (برادر سيد محمد) هم بر آنجا نظارت داشت و مدير آن سيد محمد صادق طباطبائي و محل آن كوي سنگلج بود، اين مدرسه چهار كلاس: مقدماتي، ابتدايي، ادني، و اعلي داشت كه به ترتيب الفبا و خواندن و نوشتن، تعليم خط و صرف عربي، قرآن، حساب و سياق و هندسه و فارسي، جغرافيا و شيمي در اين كلاسها، آموزش داده مي شد و شهريه آن يك تومان، اطفال كم بضاعت پنج ريال و بي بضاعت رايگان بود. در حدود يكصد و هشتاد شاگرد داشت و شكرالله خان قوام الدوله به اين مدرسه كمك مالي مي كرد.
در همين سالها مدرسه اليانس هم از سوي انجمن خيريه اسرائيلي پاريس با اجازه انجمن معارف گشايش يافت و مدير مدرسه يك تبعه عثماني به نام لوي بود. اين مدرسه يكصد و نود شاگرد داشت و فارسي و فرانسه و عربي در آنجا تدريس مي شد،معلم فارسي ملا ابوالفضل و ملا محمود طالقاني، معلم فرانسه يك نفر فرانسوي و معلم عربي ملاحيم يهودي بود. در كنار مدرسه پسرانه اليانس يك مدرسه دخترانه هم داشت كه هفتاد و پنج دختر يهودي و شماري مسلمان در آن تحصيل مي كردند، در اينجا علاوه بر فارسي و فرانسه و عربي، قالي بافي و خياطي به منظور خود اتكايي به دختران آموخته مي شد و بجز معلم قالي بافي و معلم عربي، ديگر معلمين اليانس دخترانه زن بودند و اين نخستين مدرسه، دخترانه بود كه در ايران تاسيس شد.
در سالهاي بعد مدرسه متوسطه (دبيرستان) اليانس پسرانه و ژاندارك دخترانه (فرانسوي) در تهران تاسيس گرديد. دو مدرسه ديگر كه در سال 1278 تاسيس گرديد ودر آن زمان مدرسه عالي محسوب مي شد و تقريبا" هم رديف دارالفنون بود، يكي مدرسه فلاحت بود كه رياست آن با مسيو داشر بلژيكي و مديريت آن با مرتضي قليخان سرتيپ بود و نيز چند معلم خارجي داشت، محل آن در قصر قاجار و باغ نگارستان و دوره آن سه ساله بود. شاگردان هر كلاس از ده نفر تجاوز نمي كرد. در اين مدرسه در سالهاي نخستين فارسي، جغرافي، رياضي و سياق، هندسه، زبان فرانسه، كشاورزي عمومي و در سالهاي دوم و سوم زبان فرانسه، سبزيكاري، معدن شناسي، حيوان شناسي و تشريح حيوانات و نيز طرز تهيه كره و شير بهداشتي آموخته مي شد.
مدرسه فلاحت در باغ نگارستان يك كارخانه مدرن كره سازي تاسيس كرد و كرهء اين كارخانه در قالبهاي تميز و به صورت يك محصول بهداشتي به بازار تهران آمد ولي رونقي يافت زيرا بسياري از مردم مي گفتند: فرنگي به اين كره دست مي زند و نجس است.
مدرسه عالي ديگر مدرسه علوم سياسي بود كه به دستور مظفرالدين شاه و با سعي ميرزا نصرالله خان مشيرالدوله، وزير خارجه و ميرزا حسن خان مشيرالملك در همان سال (1278خ) به منظور تربيت ديپلمات و مامورين وارد به امور سياسي براي وزارت امور خارجه تاسيس شده، در آغاز تاسيس مشيرالملك (حسن پيرنيا) و سپس محقق الدوله و پس از او ذكاء الملك فروغي رئيس اين مدرسه بودند و يك فرانسوي به نام چندلر كه زبان و خط فارسي را هم مي دانست در امور مالي مدرسه همكاري داشت و قسمتي از بودجه مدرسه از درآمد تذكرهء وزارت امور خارجه تامين مي شد.
پذريرفتن شاگرد در مدرسه علوم سياسي موكول به شناخت اصالت خانوادگي و صلاحيت اخلاقي و پذيرفته شدن در آزمون ورودي و پس از آن هم موافقت وزير امور خارجه بود. در اين مدرسه ادبيات فارسي، تاريخ قديم و جديد جهان، جغرافيا، زبان فارسي و حقوق بين الملل و حقوق سياسي تدريس مي شد، از استادان معروف اين مدرسه: دكتر مورل (معلم زبان فرانسه)، ميرزا عبدالرزاق خان بغايري (معلم جغرافيا)، مسيو هابينگ فرانسوي (معلم حقوق بين الملل و حقوق سياسي)، ميرزا محمد خان ذكاء الملك فروغي (معلم ادبيات) ناظم العلوم (معلم تاريخ) بودند.
فارغ التحصيلان اين مدرسه با پيشنهاد وزير خارجه و تصويب شاه به سمت وابسته، به سفارتخانه ها و كنسولگري هاي ايران در خارج مي رفتند يا در وزارت امور خارجه مشغول به خدمت مي شدند، بسياري از فارغ التحصيلان اين مدرسه بعدها شاغل مقامهاي مهم سياسي شدند، در اين سالها انجمن معارف (زير نظر جعفر قلي خان هدايت نيرالملك وزير معارف) براي مدارس جديد برنامه ريزي مي كرد. برنامه تحصيلات عمومي در سطح كشور بر سه دورهء تعليمات ابتدائيه، تعليمات متوسطه و تعليمات عاليه (تعليمات مخصوصه) تنظيم و تدوين گرديد و همين برنامه در سالهاي بعد شالوده تاسيس مدرسه ابتدايي و متوسطه (دبستان و دبيرستان) شد.
تاسيس و پيشرفت مدارس جديد افراد خاصي را روي رقابت و اغراض ديگر، به مخالفت با نيرالملك برانگيخت، مدتي اعلاناتن بي امضا با چاپ ژلاتين در كوچه و بازار و اماكن عمومي پخش مي كردند و به انجمن معارف و نيرالملك توهين نموده، نسبت سوء استفاده به او مي دادند. به طور قطع عامل اين كار شناخته نبود تا آنكه روزنامه حبل المتين چاپ هند رسيد و ديده شد همان مطالب مندرج در اعلانهاي چاپ ژلاتينن عينا" در حبل المتين با امضاي ميرزا حسن رشديه به چاپ رسيده است.
نير الملك وزير علوم و رئيس انجمن معارف نيز نامه اي شكايت آميز در اين مورد به اتابك صدر اعظم نوشت، اينك متن نامه او:
قربانت شوم- البته در نظر حضرت عالي است كه چند ماه قبل روزنامه هاي چاپ ژلاتيني درست مي كردند و در سر كوچه و بازار و عمارت معروف انداختند و مضامين آنها توهين مجلس معارف و اشخاص و اجزاي آن مجلس بود، اگر چه معلوم بود كار كيست ولي نمي توانست حكم كلي نمايد، در اين اوقات كه روزنامه هاي هند را كه معروف به حبل المتين است آوردند، به طور واضح معلوم مي شود كه عامل كيست و محض عداوت و تهمت اين كار را نموده است.
فدوي تا امروز كه قريب پنجاه سال است مكتبداري و خدمت نموده است، احدي نتوانسته تهمت خيانت و مداخل و مال مردم خوري و تعارف گيري به او بزند، اين شخص صريح نوشته كه اعانه را هر چه بود مفتح الملك عمارت ساخت و ممتحن الدوله خورد و رئيس كل كالسكه خريد اين تهمت از انصاف دور است، خوب است مجلسي منعقد بفرماييد و جمعي را حاضر نماييد و اين شرح را كهموقوم داشته و منتشر كرده اند به اثبات برساند تا خلاف آن معلوم شود. ورقهء نمره دو و پنج و شش را كه در اين باب تحقيق نموده اند ارسال داشت، ملاحظه بفرماييد و پس بفرستيد كه با آنها كار دارد، فدوي اگر از اين فقره بگذرد بايد كليتا" از مداخله كل امور بگذرد تا من بعد از اين گونه تهمتها به او زده نشود ولي رفقاي بنده راضي نمي شوند بي رسيدگي اين امر منتشر گردد و حق هم دارند، زياده زحمتي ندارد، راي راي حضرت مستطاب اجل عالي است.
جعفرقلي
نظم و ترتيب و بخصوص پايه تعليمات مدارس جديد و نگراني از آموزش مطالب خلاف نظم و خلاف مذهب مورد توجه مظفرالدين شاه واقع شد و در فروردين 1279 خورشيدي پيش از آغاز مسافرت اروپا به صدراعظم چنين دستور داد:
جناب اشرف صدراعظم در باب مدارس و مكاتب بايد مشرالدوله و نيرالملك را مخصوصا" مسئول قرار داده و آنچه امر و مقرر مي شود با كمال مراقبت بوده و هم خودشان را به طوري مصروف دارند كه اين مدارس از هر جهت منظم و مرتب باشد كه روز به روز مراتب ترقيات آنها محسوس شود و در تعليمات آنها نوعي قرار بدهند كه البته خارج از تكاليف مذهبي به آنها ياد ندهند و تعليم نكنند و قسمتي بايد دقت نمايند كه آنچه ميل و راي همايوني ماست به همان قسم مرتب و منظم بدارند، اشخاصي كه هم براي اين مدارس معين مي شود بايد مردمان متدين و درست سر آنها گذاشت كه اطفال مردم را موافق قانون مذهبي تربيت كنند و مطالبي كه خارج از تكليف است نبايد به آنها القا نمود و عقايد اطفال مردم ضايع نشود و اگر نسبت به اين مدارس راپرت و اعلاني بنويسند و بچسبانند مشرالدوله و مشيرالملك و حكومت بايد مرتكب را گرفته، تنبيه نمايند و خيلي هم مراقب باشند كه ترقيات آنها معلوم شده و تضييع وقت نشده باشد و يا هيچ وقت مطلبي كه بر خلاف قانون مذهب و ملت باشد، نگويند و يك نفر مفتش هم به هر يك از مدارس معين داشته و مراقب باشد و هرگاه بر خلاف مقررات اقدامي شود، همان مفتشين به مشيرالدوله و نيرالملك اطلاع بدهند تا متروك داشته و نگذارند خلاف امري واقع بشود. البته، شهر ذي حجه الحرام 1317.
امضا- مظفرالدين شاه
تاسيس مدارس جديد (كه چندتاي آن بر اثر نداشتن امكانات مالي و تحريم از سوي روحانيون به تعطيلي گراييد) و آموزش برخي از دانشهاي نو و آشنايي شماري از جوانان با حقوق و مسائل اجتماعي، روي بسياري از اين جوانان و الياي آنان اثر گذاشت، چنانكه در سالهاي بعد شماري از آزاديخواهان و عدالت طلبان و مشاهير بي بديل ايران زمين از جمله حسن تقي زاده، محمد علي فروغي، احمد كسروي، محمد تقي خان پسيان، علي اكبر داور، ملك الشعراء بهار، و محمد مصدق از همين گروه دانش آموختگان و يا اولياي اين مدارس جديد برخاستند و دانشجويان چهار مدرسه علوم سياسي و فلاحت و نظام و دارالفنون در سال 1324 قمري در بست نشيني سفارت انگليس شركت كردند و مظفرالدين شاه را براي صدور فرمان مشروطيت تحت فشار قرار دادند.
نامه چندلر فرانسوی، مدیر مالی مدرسه عالی سیاسی (به زبان و خط فارسی) به محمد علی فروغی رئیس مدرسه عالی سیاسی
نامهء جعفر قلی خان نیر الملک، وزیر علوم و رئیس انجمن معارف به اتابک صدر اعظم
برگ یکم دستور مظفرالدین شاه، دربارهء مدارس جدید با خط میرزا محمد خان وکیل الدوله وزیر تحریرات
برگ دوم دستور مظفرالدین شاه دربارهء مدارس جدید که تاکید داشت آموزش باید بر اساس مقررات مذهبی و اسلامی باشد

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر