
آلکسی در سال 1645 در روسیه به قدرت رسید. در دوران سلطنت تزار آلکسی کشور پهناورتر و نیرومندتر گردید.اما مهمترین رویدادهای دوران فرمانروایی آلکسی به دو پیکار دینی مربوط می شد که سر انجام بین روس ها شکاف انداخت و کشور را تضعیف نمود.
نخستین پیکارها بین مسیحیان و یهودیان در گرفت. در حالی که روس ها مسلمانان و اکثریت مسیحیان بجز کاتولیک ها رو تحمل می کردند، بسیاری از آن ها چشم دیدن یهودیان را نداشتند. تعصب منفی نسبت به یهودیان که یهودی ستیزی نامیده می شد در میان مسیحیان در روسیه و سراسر اروپا گسترده بود. در روسیه به گزارش تاریخدان و.بروس لینکلن قتل عام آشکاری که علیه یهودیان رخ داده در بین سال های 1648 تا 1658 تقریبا" 250 هزار یهودی از بین رفتند.
پیکار دوم نتیجه تلاش برای اصلاح کلیسای ارتدکس روسیه بود. مراسم کلیسایی روسیه به یک زبان تقریبا" منسوخ یعنی اسلاوی کهن انجام می گرفت. از این رو تقریبا" هیچ کدام از دهقانان روسی آنچه را که در جریان مراسم کلیساها گفته می شد را نمی فهمیدند، اگر چه درک کلمات لازم تشخیص نبود! چون دهقانان به کلماتی که در جریان مراسم خوانده می شد درست مثل وردهای جادویی می نگریستند اما هر کلمه می بایست درست ادا می شد وگرنه مراسم دعا هیچ اثری نداشت.نکته جالب اینکه از آنجا که ادای کلمات و نه معنی آن ها اهمیت داشت، در برخی از کلیساها روحانیان بخش های مختلف دعا را همزمان می خواندند تا مراسم را کوتاه کنند.
با وجود این در نیمه سده هفدهم دانشوران دریافتند که قرن ها پیش که مراسم کلیسایی روسیه که از زبان یونانی به اسلاوی کهن ترجمه شده بود، برخی کلمات به اشتباه ترجمه شده است. پس روحانیان روسیه طی نسل ها دعای کلیسایی را همراه با اشتباهات آن خوانده بودند! از آن گذشته روس ها از بسیاری آداب و رسوم پیروی می کردند که با آداب و رسوم دیگر کشورهای ارتدوکس متفاوت بود. و برای مثال روس ها علامت صلیب یعنی همان اشاره ای با دست در جلوی بدن را به طرز متفاوت از دیگر مسیحیان ارتدکس انجام می دادند و هنگام صلیب کشیدن به جای سه انگشت از دو انگشت استفاده می کردند.
در سال 1652 تزار آلکسی، نیکون را به ریاست کلیسای ارتدکس روسیه منصوب کرد. نیکون با پشتیبانی تزار اصلاحاتی را به منظور تصحیح اشتباهات در ترجمه و همسان سازی آداب و رسوم روسیه با آداب و رسوم سایر کشورهای ارتدکس در نظر گرفت. واکنش نسبت به اصلاحات نیکون سریع و شدید بود و در سراسر کشور مردم با خشم سر به مخالفت برداشتند. از نظر کشیش اعظم آواکوم، مخالف اصلی اصلاحات، نیکون و اصلاح گران سگ های کثیف لاتینی (کاتولیک رومی) و یهودی بودند! او بخاطر پیشنهاد تغییر در سنت مراسمات مذهبی اصلاح گران را مورد حملات شدید لفظی قرار می داد و رهبری تحریک مردم علیه نیکون و اصلاحات را بر عهده داشت و مخالفت ها بر علیه اصلاحات و حاکمیت مرکزی در سراسر کشور گسترده می شد.
در برابر چنین مخالفت گسترده ای بر سر چنین تغییرات کوچک، نیکون می بایست عقب نشینی می کرد، اما چنین نکرد. نیکون مغرور و سر سخت که معتقد بود حق با اوست و به پیش رفت. او مانند تزار عقیده داشت که مردم روسیه باید از دستوراتش بدون چون و چرا پیروی کنند.
پس از آنکه نیکون در سال 1666 مقام خود را فرو گذاشت، پیکار شدت بیشتری پیدا کرد. در سال 1667 کلیسا شروع به تکفیر مخالفان اصلاحات و کنار گذاشتن آنها از عضویت در کلیسا دست زد. بسیاری به سیبری تبعید، زندانی و یا کشته شدند. مثلا" آواکوم برای چندین سال به اردوگاه های گوناگون اسیران جنگی فرستاده شد و سرانجام در سال 1682 اعدام گردید.
به رغم همه آزار و اذیت ها بسیاری از روس ها از پذیرش تغییرات نیکون خودداری ورزیدند. مخالفان اصلاحات به مومنان قدیم مشهور شدند. طی دهه های بعدی حدود بیست هزار تن از مومنان قدیم که اعتقاد داشتند اصلاحات نشانه فرا رسیدن دنیاست، خود کشی کردند. دیگران به زندگی خود ادامه دادند و غالبا" جوامع کوچک خود را در نقاط دور افتاده سیبری تشکیل دادند تا بتوانند آنطور که خود می خواهند نیایش نمایند.
با وجود مخالفات شدید مومنان قدیم، اصلاحات تثبیت شد. شکاف بین غالب کلیسا و مومنان قدیم هیچ گاه پر نشد.در سال 1917 یعنی زمان انقلاب کمونیستی مومنان قدیم احتمالا" بین 10 تا 20 درصد جمعیت روسیه را تشکیل می دادند. در نتیجه، کلیسای ارتدکس روسیه هیچ گاه وحدت یا قدرتی را که پیش از نیکون و اصلاحات از آن برخوردار بود باز نیافت.چرا که با روی کار آمدن بلشویک ها کل اساس کلیساها در روسیه و یعنی بعد آن شوروی بر چیده شد.
پیکار بر سر اصلاحات نیکون نشان داد که دهقانان به تغییر چگونه می گریستند! دهقانان به شدت محافظه کار بودند و در برابر هر تغییری هر چند کوچک، ممکن بود تا پای جان مقاومت کنند. رهبران روسیه به شدت نخبه گرا بودند، آنها فکر می کردند که دهقانان در مورد تصمیمات آنها، حتی در کوچکترین امور، حق چون و چرا ندارند. روسیه بین دهقانان تغییر ناپذیر و فرمانروایان انعطاف ناپذیر گرفتار آمده بود.
در این رویداد تاریخی که اینجا بازگو کردم سه نکته مشهود و مهم وجود دارد:
اول اینکه موج یهودی ستیزی و اختلافاتی که باعث روی دادن جنگ جهانی اول در سال 1914 گردید را باید در عملکرد همین روس ها جستجو کرد که بعدها تا به روی دادن هولوکاست هم کشیده شد.
دوم اینکه دیدیم که بخاطر اینکه صلیب کشیدن با دو انگشت باشد و یا سه انگشت ده ها هزار تن بر سر این اختلاف جزی که نه اختلاف مرزی و ملکی بود و نه اختلاف منافع مالی و اقتصادی بوده جان خود را از دست دادند و این مفهوم را به ما می رساند که هر انسانی که به یک ایدولوژی مخصوصا" مذهبی وابسته است، دین و آیین خود را تافته ای جدا بافته می داند و دیگر اعقاید را کفر می شمارد و پیروان دیگر ادیان را ملحد می داند.چنان که مسلمانان اعتقاد دارند دین و رسالت محمد برگزیده و آخرین دین و برترین است! و البته این نوع افکار در دیگر فرهنگ ها و پیروان مذاهب دیگر نیز وجود دارد و حتی در هندوستان نیز گاو پرستان تمام ادیان و رسوم دیگر خدا پرستی را شرک می دانند.حال بهتر است باندیشیم که در جهان کنونی و در بین این همه تنوع مذاهب با سه میلیارد مسیحی که خود بر سه قسمت تقسیم می شوند چون ارتدکس و کاتولیک و پروتستان که خودشان همه پیروان عیسی مسیح هستند و به روایت تاریخ که چه جنگ هایی بین آنان پدید نیامد و هنوز هم یک دیگر را در قرن بیست و یک قبول ندارند، اما از یک میلیارد مسلمانی که تازه صد میلیون نفر آن شیعه رافضی هستند پس در کجای خط ایستاده اند؟ آری باید درک کنیم که تقدس را اگر از مذهب کسر کنیم ته آن چیزی جز خرافات نخواهد ماند.
نکته سوم، در طول تاریخ صحبت از این شده،و از پادشاهان و حکومت گران تاریخ خورده گرفته می شود در عصر کنونی که چرا اجازه دخالت به امور به پابرهنگان و دهقانان و بطور کل توده های جامعه داده نشده است، و در اینجا فکر کنم مشخص شده یکی از دلایل اصلی آن که وقتی بخاطر یک اعتقاد پوج جامعه و توده ها دست به ریختن خون یک دیگر می زنند و همانطور که نوشته شد حتی مورد سوء استفاده کلیساها هم قرار گرفته می شدند، از این توده ها چه انتظاری می توان داشت برای اداره جوامع خودشان؟ و در واقع نخبگان بودند که حال درست و یا نادرست امورات جوامع را باید می چرخاندند و جوامع و تاریخ گذشته گان را بهتر است با شرایط و معیارهای امروزی و انسانی که به حقوق خود شناخت پیدا کرده است نسنجیم.
مهدی کاویانی

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر