۱۳۸۹ شهریور ۲۴, چهارشنبه

رفتار رژیم های سیاسی در شرایط فروپاشی (دوران پهلوی و ولایت فقیه)


همان طور که افراد در شرایط غیر عادی و عصبانیت بسیاری از احساسات و باورها و نحوهی برخورد خود با مسائل را آشکار میکنند رژیمهای سیاسی نیز در شرایطی که بقای خود را در خطر میبینند یا در حال فروپاشی هستند، بسیاری از ویژگی های ساختاری و باورهای عمیق ایدئولوژیک خود را بروز میدهند. به عنوان نمونه، رژیم پهلوی علی رغم ایدئولوژی عرفی خود در روز عاشورای ۱۳۹۹ دستور کشتار مردم را صادر نکرد اما حکومت دینی در روز عاشورای ۱۴۳۱ به کشتار معترضان پرداخت. بدین لحاظ مقایسه ی رفتار رژیم پهلوی در سال ۱۳۵۷ در مقابله با انقلاب و رفتار حکومت ولایت فقیه در برابر جنبش اعتراضی مردم در سال ۱۳۸۸ به فهم بیشتر ماهیت این دو رژیم کمک می کند


فرافکنی اعتراضات

هر دو رژیم مخالفت گسترده ی عمومی را به رسمیت نشناختند و آن را به توطئه ی خارجی و رسانه های بیگانه نسبت دادند. سران هر دو رژیم آن قدر خود را عزیز دردانه میدانستند که نمیتوانستند مخالفت همگانی را باور کنند یا حداقل این طور تظاهر میکردند. محمد رضا شاه بالاخره صدای مردم را شنید اما بسیار دیر و به نظر میآید که حکومت ولایت فقیه نیز این صدا را دیر هنگام خواهد شنید. عدم انعطاف در برابر خواستهای مردم، رژیم پهلوی را به بن بست رساند و جمهوری اسلامی را نیز در شرایطی خطرناک قرار داده است

سرسختی یا مصالحه

رژیم پهلوی برای خاموش کردن سیل اعتراضات به جابجایی و محاکمه ی برخی از مدیران سطح بالای کشور دست زد. اما رژیم ولایت فقیه پس از اعتراضات مدیریت موجود را تحکیم کرد و در هیچ زمین های به اشتباه و خطای دست اندرکاران اشاره ای نشد تا آنجا که سخنگوی شورای نگهبان انتخابات دهم را از سالم ترین انتخابات در دوران گذشته ی رژیم (کیهان، ۶ تیر ۱۳۸۸) و احمدی نژاد آن را آزاد ترین انتخابات دنیا (کیهان، ۱۷ تیر ۱۳۸۸) معرفی کردند. رژیم ولایت فقیه تنها در برابر زور یک ارتش خارجی (صدام حسین) جام زهر را نوشیده و عقب نشینی کرده است. هر گونه مصالحه بر اساس خواستهای مردم در قاموس این رژیم نمایش ضعف تلقی می شود
رژیم پهلوی وقتی با سیل جمعیت در راهپیمایی ها بالاخص راه پیمایی عید فطر سال ۱۳۵۷ مواجه شد، شروع کرد به آزادی زندانیان سیاسی برای آنکه فضا را بازتر کرده و از اعتراضات بکاهد. اما رژیم ولایت فقیه در مواجهه با جمعیت میلیونی تظاهر کنندگان در هفتهی پس از انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ به بازداشت گروهی بیشتر پرداخت تا رابطه ی میان رهبران و بدنهی جنبش را قطع کند
رژیم پهلوی در عکس العمل به راهپیمایی ها و اغتشاشات دست مطبوعات دولتی را اندکی بازتر گذاشت تا از این طریق جامعه تخلیه و آرام تر شود. اما روحانیت حاکم با درس گیری از نتایج برخوردهای اصلاحی رژیم گذشته با اوج گیری تظاهرات تمام مجاری اطلاع رسانی و ارتباطات مخالفان را بست تا جنبش نتواند ادامه یابد یا به شهرستانها سرایت پیدا کند

نقطه اتکا

اتکای رژیم ولایت فقیه بر بسیج و نیروهای لباس شخصی که نیروهایی شبه نظامی هستند و از قواعد مشخصی تبعیت نمیکنند (و دلیل عدم تبعیت آنها نیز فرار از پیگیری قانونی و ایجاد ارعاب است) موجب شده است که این نیروها به هر کاری که خواستند دست بزنند و حکومت به آنها از این جهت چک سفید امضا داده است. در روزهای پس از انتخابات خودروهایی که رنگ سبز را به نحوی استفاده کرده بودند یا در جلوی منازلی قرار داشتند که صدای الله اکبر از آنها به گوش میرسید مورد تهاجم واقع شده و خرد و خمیر شدند
رژیم جمهوری اسلامی در مطالبه ی پول ِ گلوله برای تحویل جسد، همان مسیر رژیم پهلوی را در تحقیر و انتقام گیری از مبارزان و مردم پی گرفت. اما رژیم جمهوری اسلامی بسیار فراتر از رژیم پهلوی رفته است. این رژیم تک تیراندازان خود را به روی بامهای مساجد میفرستد تا جوانان معترض را شکار کنند (تیراندازی نیروهای امنیتی و بسیجی از بالای مسجد لولاگر تهران)؛ این رژیم بچه های سیزده تا شانزده سالهی عضو بسیج را به سرکوب تظاهرات میفرستد که اصولا در دوران پهلوی غیر ممکن بود

سازماندهی

غیر از ایدئولوژی تمامیت طلبانه ی رژیم جمهوری اسلامی، این رژیم در مقایسه با حکومت پهلوی از تشکیلات متفاوتی برای سرکوب برخوردار است. رژیم جمهوری اسلامی با سازمان دادن به بخشی از لشکر بیکاران و هیئت های سینه زنی تحت عنوان لباس شخصیها در شرایط بحرانی نیازی به اعلام حکومت نظامی ندارد. حکومت نظامی علی رغم فوقالعاده بودن شرایط، وضعیتی قانونی است و مشخص است که ارتش با لباس مشخص پاسخگوی اعمال رژیم است، اما لباس شخصیها میزنند و میکشند و تخریب میکنند و میروند و حکومت نیز اعمال فوق را به عمال بیگانه نسبت میدهد و مسئولان رژیم از ماهیت آنها اظهار بی اطلاعی می کنند

خطوط قرمز

رژیم پهلوی در برخورد با تظاهر کنندگان دارای خط قرمزهایی بود. به عنوان کسی که در آن سالها در عموم تظاهرات و گردهماییهای اعتراضی شرکت داشتم و در مواردی در گروههای کوچک به اعتراضات خیابانی می پرداختیم، هرگز ندیدم که ماموران دولتی به اموال عمومی به نحو تصادفی و برای انتقام گیری آسیب برسانند یا به محله ای مسکونی ریخته و اموال و خانه های مردم را تخریب کنند یا شیشه ی اتومبیل مردم را به نحو تصادفی و دل بخواهی بشکنند
فقدان حجت شرعی علی رغم ادعای فره ایزدی (سلطان سایه ی خدا) به رژیم پهلوی این اجازه را نمیداد که برای حفظ نظام، احکام مسلم اسلام و قانون را با توجیهات دینی زیر پا بگذارد. اما رژیمی که خود را منصوب خدا میداند هیچ خط قرمزی ندارد و هر گونه مخالفت با خود را «محاربه با خدا» اعلام کرده و بیرحمانه با آن برخورد میکند. (احمد خاتمی، امام جمعهی تهران، ۵ تیر ۱۳۸۸) آتش زدن موی تظاهر کنندگان یا سوزاندن بدن آنها که فیلم هایشان در یوتیوب قابل مشاهده است در سالهای انقلاب ۱۳۵۷ قابل تصور نبود
رژیم پهلوی در اوج تظاهرات علیه آن در سال ۱۳۵۷ به علامت گذاری ساختمانها و خانه های مخالفان دست نزد. حکومت نظامی اعلام شده توسط این رژیم با هدف پایان بخشیدن به تظاهرات مردمی و تداوم استمرار تا آنجا پیش نمیرفت که شرایط را بازگشت ناپذیر کند. اما رژیم جمهوری اسلامی به آینده نمی اندیشد و در سرکوب هیچ حد و حدودی نمی شناسد
رژیم پهلوی فعالان سیاسی را مورد تجاوز جنسی قرار نمیداد. به گفتهی مهدی کروبی «گمان نمى كنم زندانيان دوران ۱۵ ساله مبارزات قبل از انقلاب كه از افراد توده گرفته تا گروههاى مسلح مبارز التقاطى تا اعضاى نهضت آزادى و موتلفه و حزب ملل اسلامى كه در زندان با هم زندگى كرده اند، (چنين اخبارى را) ديده يا شنيده باشند.»(سایت نوروز، ۱۸ مرداد ۱۳۸۸) کروبی بنا به گزارشهای موجود در نامهای به رئیس خبرگان میگوید: «عده اى از افراد بازداشت شده مطرح نموده اند كه برخى افراد با دختران بازداشتى با شدتى تجاوز نموده اند كه منجر به ايجاد جراحات و پارگى در سيستم تناسلى آنان گرديده است. از سوى ديگر افرادى به پسرهاى جوان زندانى با حالتى وحشيانه تجاوز كرده اند به طورى كه برخى دچار افسردگى و مشكلات جدى روحى و جسمى گرديده و در كنج خانههاى خود خزيدهاند

مقاومت در برابر خواست عمومی

رژیم پهلوی وقتی میلیونها نفر به خیابانها آمدند، به تدریج از صحنه کناره گیری کرد و به دنبال دولت انتقالی بود. اما رژیم جمهوری اسلامی ابایی از مقاومت در برابر اعتراضات میلیونی ندارد و بالاترین مقام نظامی آن میگوید: «ما با شعار کوتاه نمی آییم.» شعارها در شرایطی که همه ی راههای مخالفت با حکومت بسته باشند، بیانگر مخالفت عمومی اند و حاکمان جمهوری اسلامی که خود را منصوب خدا میدانند نیازی به رضایت عمومی نمیبینند. رهبری نظام نیز راهپیمایی های میلیونی را نسخه برداری از انقلاب و غیر اصیل معرفی کرد. رژیم جمهوری اسلامی تا کنون هیچ نشانهای برای اصلاح پذیری آشکار نساخته است و در نظر دارد فروپاشی را برای جامعهی ایران بسیار پر هزینه سازد

مجید محمدی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر